فریاد ختم به خیری
روزگاری زندگی سادهتر از ساده بود. جایی برای مقاومت در مقابل شیطان بزرگ نبود. فقط شیطان کوچکی در پشت سرمان وسوسه کنان زندگی میگذراند. امروز در پس هر لبخند و اشک و آه باید تأمل کرد! که آیا بهانهای برای دسیسههای شیطان بزرگ خواهد بود یا نه؟
امروز همان آخر الزمان وعده داده شده است. همان که حفظ دین چون نگه داشتن شعله در دست است. مگر آسان است که هر لحظه منتظر موشکی بر سر و خانهات باشی اما همچنان در #جمهوری_اسلامی بمانی و مسلمان بودنت را فریاد بزنی و بانگ الله اکبر سر دهی؟ مگر آسان است که دست طفل صغیرت را بگیری و به میان معرکهای بروی که قطعا نقطهی کین و نفرت دشمنِ حیلهگر است؟
و اما امروز شیر مردان و شیر زنان مسلمان مشتاقانه به انبوه بشریتی میپیوندند که منجی عالم را بیش از هر زمانه دیگری خواستارند.
یا رب یا رب یا رب به حق پهلوی شکسته حضرت مادر، به حق طفل سقط شده حضرت مادر، به حق عمه سادات زینب کبری، به حق خون خدا ابا عبدالله الحسین، فرج منجی عالم را برسان. اصلا تا صاحبِ ما نیاید این قائله را ختم نگردان. این قائله باید ختم به خیر شود و خیر همان ظهور و فرج منتقم خون خدا است… چه ختمی میخواهیم به خیرتر از این!!!
یا #صاحب_الزمان شرمندهایم… پر از نقصِ روحی و جسمی هستیم اما دلمان تنگ شده است. نه، بگذار اینگونه بگویم: طاقتمان سر آمده است… هرچقدر به بیخیالی زدیم و گفتیم صلاح نیست بیایی که چون ۳۱۳ نفر نداری… بس است. دیگر الآن میگوییم آقا جان لایق نیستیم اما تو بخواهی با یک نظر از موش ترسوی علیل، شیر بیشه خلق خواهی کرد. رحمی به دلمان کن و برگرد. لیاقت سرداری سپاهت را نداریم اما قسم به عزت و جلال خداوند و قسم به جبروتش که جان ناقابلمان را سپر هر لطمهای میکنیم. تا زمانی که حتی یک ایرانی زنده است، نوک شمشیر هم بر پیکر با عظمتتان نخواهد خورد.
آقا جان برگرد، دلمان در این هیاهو، فقط ختم به خیری میخواهد و لا غیر… ختم به خیرمان کن یا بن الحسن. خروش ما، خروش با عظمت تو را طلب میکند.
هرچه دارم به فدایت… جانم، مالم، آبریم، خانوادهام… که میم آخر همه اینها از صدقه خلقت توست، آقا جانم. و چه خلقت باشکوهی که معدن همه نیکهای عالم در این خلقت گردآمده. جانم به قربانت آقا جان برگرد.