مشق کنیم آنچه آموختیم...
در ترافیک سنگین شهر مثل منگنه گیر کرده بودم، نه راه پیش داشتم نه راه پس... ظهر بود و خرما پزون، خسته بودم و حوصله این ماشین های به هم دوخته شده را نداشتم. هی این طرف و اون طرف می شدم که شاید ته این ترافیک وقت نشناس را ببینم اما تلاشم بی فایده بود؛… بیشتر »
نظر دهید »